السيد الخميني
11
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
بود . آنهايى كه در سن من هستند مىدانند و ديدهاند كه مجلس مؤسسان كه تأسيس شد ، با سرنيزه تأسيس شد . ملت هيچ دخالت نداشت در مجلس مؤسسان . مجلس مؤسسان را با زور سرنيزه تأسيس كردند ، و با زورْ وكلاى آن را وادار كردند به اينكه به رضا شاه رأى سلطنت بدهند . پس اين سلطنت از اول يك امر باطلى بود ؛ بلكه اصل رژيم سلطنتى از اول خلاف قانون و خلاف قواعد عقلى است و خلاف حقوق بشر است . براى اينكه ما فرض مىكنيم كه يك ملتى تمامشان رأى دادند كه يك نفرى سلطان باشد ؛ بسيار خوب ، اينها از باب اينكه مسلط بر سرنوشت خودشان هستند و مختار به سرنوشت خودشان هستند ، رأى آنها براى آنها قابل عمل است . لكن اگر يك ملتى رأى دادند - و لو تمامشان - به اينكه اعقاب اين سلطان هم سلطان باشد ، اين به چه حقى [ است ؟ ] ملتِ پنجاه سال پيش از اين ، سرنوشت ملتِ بعد را معين مىكند ؟ سرنوشت هر ملتى به دست خودش است . ما در زمان سابق - فرض بفرماييد كه زمان اول قاجاريه - نبوديم ؛ اگر فرض كنيم كه سلطنت قاجاريه به واسطهء يك رفراندمى تحقق پيدا كرد و همهء ملت هم - ما فرض كنيم كه - رأى مثبت دادند اما رأى مثبت دادند بر آغا محمد خان قَجَر و آن سلاطينى كه بعدها مىآيند ؛ در زمانى كه ما بوديم و زمان سلطنت احمد شاه بود ، هيچ يك از ما زمان آغا محمد خان را ادراك نكرده ؛ آن اجداد ما كه رأى دادند براى سلطنت قاجاريه ، به چه حقى رأى دادند كه زمان ما احمد شاه سلطان باشد ؟ سرنوشت هر ملت دست خودش است . رژيم پهلوى ، تحميلى و غير قانونى ملت در صد سال پيش از اين ، صد و پنجاه سال پيش از اين ملتى بوده ، يك سرنوشتى داشته است و اختيارى داشته ولى او اختيار ما را نداشته است كه سلطانى را بر ما مسلط كند . ما فرض مىكنيم كه اين سلطنت پهلوى ، اول كه تأسيس شد ما فرض مىكنيم كه به اختيار مردم بود و مجلس مؤسسان را هم به اختيار مردم تأسيس كردند ، اين اسباب اين مىشود كه - بر فرض اينكه اين امر باطل صحيح باشد - فقط رضا خان سلطان باشد ؛ آن